فانوس - خدا جونم...

تا شقایق هست زندگی باید کرد...

تا شقایق هست زندگی باید کرد...

فانوس - خدا جونم... تا شقایق هست زندگی باید کرد...

عکس نوشته با موضوع خدا
پیش از اینها فکر می کردم که خدا

 خانه ای دارد کنار ابرها


مثل قصر پادشاه قصه ها
خشتی از الماس خشتی از طلا

پایه های برجش از عاج و بلور
بر سر تختی نشسته با غرور


ماه برف کوچمی از تاج او
 هر ستاره، پولکی از تاج او


اطلس پیراهن او، آسمان
نقش روی دامن او، کهکشان


 رعدو برق شب، طنین خنده اش
سیل و طوقان، نعره توفنده اش

دکمه ی پیراهن او، آفتاب
برق تیغ خنجر او مهتاب


 هیچ کس از جای او آگاه نیست
هیچ کس را در حضورش راه نیست


بیش از اینها خاطرم دلگیر بود
 از خدا در ذهنم این تصویر بود


آن خدا بی رحم بود و خشمگین
خانه اش در آسمان، دور از زمین


بود، اما در میان ما نبود
مهربان و ساده و زیبا نبود


در دل او دوست جایی نداشت
مهربانی هیچ معنایی نداشت

هر چه می پرسیدم، از خود، از خدا
 از زمین، از آسمان، از ابرها


زود می گفتند: این کار خداست
پرس وجو از کار او کاری خداست

http://kafshdoozaki.ir/wp-content/uploads/2015/02/khoda-14.jpg



طبقه بندی: عکس مذهبی، جملات حکیمانه، عکس، ادبی،

تاریخ : یکشنبه 10 بهمن 1395 | 08:16 ب.ظ | نویسنده : پردیس | نظرات
.: Weblog Themes By Slide Skin:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic